|
السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين (ع) بخشودگي اهل گنه در صف محشر وابسته به يك گردش چشمان حسين (ع) است .
( ياحق ـ يا علي مدد )
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 15:41  توسط سید ( عماد )
|
عمه سادات بی قراره غصه و غمهاش بی شماره
سالروز وفات عمه سادات اسوه صبرو استقامت حضرت زینب (س) بر همه شما عزیزان تسلیت باد.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 21:30  توسط سید ( عماد )
|
صبا به تهنیت پیر می فروش آمد که موسم طرب و عیش و نوش آمد هوا مسیح نفس گشت و خاک نافه گشای درخت سبز شد ومرغ در خروش آمد 13 رجب سالروز میلاد امیر المومنین حیدر علی ابن ابیطالب (ع) امیر دلها ، سلطان خوبیها ، عشق آسمانی ما زمینیها ، بر همه شیعیان خوصوصا" شما دوستان عزیز مبارک باد. خدا کنه که شیعه واقعی مولا علی (ع) باشیم. صبح را با نام خوبت یا علی یا علی گویان مصفّا میکنم هر کجا باشد گره یا مشکلی با خم ابروی تو وا میکنم ( یا حق – یاعلی مدد )
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 23:42  توسط سید ( عماد )
|
خدا جون همه یه جورهایی نارفیقن
اما تو رفیق رفیقی . بعضیها نامهربونن اما تو مهربون مهربونی . یه سریها به خاطر منافعشون با من رفاقت میکنن اما تو به خاطر خودم با من رفاقت میکنی. از گذشته ها بامن بودی . الآن هم با منی . تو آینده هم با من هستی. خدایا ازت میخوام یه لحظه هم منو به حال خودم رها نکنی. خیلی دوست دارم خدا خیلی................... دوست خوب من خدا ........................ ( یا حق - یا علی مدد )
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 17:36  توسط سید ( عماد )
|
مادر ، یک کلمه و بی نهایت معنا . زن ، یک واژه و هزار مفهوم . زهرا(س) یک خلقت و دنیا دنیا معنا و مفهوم . محبوبه حق در دوجهان فاطمه است............. در قلب محبِ او کجا واهمه است؟ آندم که قدم نهد بسوی محشر.................... لطف و کرمش شامل حال همه است.
ای عزيز رسول، يا زهرا (س) ............. عشق تو روح پيکرم باشد جان ما را اگر پذيرايی...................... هديه روز مادرم باشد.
+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 20:57  توسط سید ( عماد )
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 11:40  توسط سید ( عماد )
|
السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س) خون خوردن و حرفی نزدن کار دلم بود دل یار محن بود و محن یار دلم بود باغبانی گریان و شبیخون خورده ، گفت : بی تو ای همنفس صبح امید همه گلهایم گل حسرت شده اند . فاطمه جان بعد از رفتن تو سلامم را جواب نخواهند گفت. فاطمه جان ، فاطمه جان بعد از تو من چه کنم.........؟؟؟؟؟ ( یا حق )
+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 17:22  توسط سید ( عماد )
|
شبي كه از تو خبر گرفتم به آسمان تو پر گرفتم. اي هواي ديدنت سوز آه من گوشه ابروي تو قبله گاه من كشته اين حسرتم كز چه رو اي گل چهره پنهان ميكني از نگاه من به جلوه خود نازنين يارا ................. شبي بيارا خلوت ما را من كه صد ني حرف دل در گلو دارم با خيالت روز و شب گفتگو دارم كي شود تا من نهم سر به دامانت از ازل اين لحظه را آرزو دارم به جلوه خود نازنين يارا ................... شبي بيارا خلوت مارا ( يا حق )
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:22  توسط سید ( عماد )
|
نميدونم چه قدربايد صبر كنم، بهتره بگم چقدر صبركنيم چقدر بايد انتظار بكشيم.چقدربايدخون دل بخوريم از دست اين زمونه و مردماش . ازدست كارهاي بيهوده شون ، با اينكه ميدونن راهي كه ميرن اشتباهه ، اما خودشون نمي خوان برگردن. وقتي كه به نشانه هاي ظهور فكر ميكنم و وضعيت اين زمونه رو با اون ميسنجم اميدوار ميشم كه ديگه چيزي به ظهور امام زمان (عج) نمونده . و اين اميدوار بودن بهم آرامش ميده. ( الهم عجل لوليك الفرج ) ( يا حق )
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 22:23  توسط سید ( عماد )
|
روزي اسكندر به يكي از شهرهاي ايران حمله ميبرد و ميبيند كه جلوي هر خانه يك چاله شبيه قبر وجود دارد اسكندر از پير مردي كه به عنوان بزرگ آن شهر بود علت را پرسيد ؟ پير مرد گفت: علتش آن است كه هر صبح وقتي از خانه بيرون مي آييم، به خود ميگوييم : فلاني عاقبت جاي تو در خاك خواهد بود ، مراقب باش! مال مردم را نخوري . به ناموس مردم تعدي نكني . و اين درس بزرگي براي هر روز ما ميباشد . اسكندر پرسيد : چرا روي هر سنگ قبر نوشته شده فلاني ده دقيقه ، يك ساعت ، يك ماه زندگي كرد و مرد . پيرمرد پاسخ داد : وقتي زمان مرگ هر يك از اهالي فرا ميرسد به كنار بستر او ميرويم و خوب ميدانيم كه در واپسين لحظات زندگي پرده هايي از جلوي چشم انسان برداشته ميشود و او ديگر در شرايط دروغ گفتن و امثال ان نيست . پير مرد ادامه داد : از او چند سوال ميپرسيم : - چه علمي آموختي ؟ و چه قدر آموختن آن به طول انجاميد ؟ - چه هنري آموختي ؟ وچه قدر براي آن عمر صرف كردي ؟ - براي بهبود معاش و زندگي مردم چه قدر تلاش كردي ؟ و چه قدر وقت براي آن گذاشتي ؟ او كه در حال احتضار قرار گرفته است ، مثلا" ميگويد : - در تمام عمرم به مدت يك ماه هر روز يك ساعت علم آموختم . - براي ياد گيري هنر ، يك هفته هر روز يك ساعت تلاش كردم . يا اگر خير وخوبي كردم، همه در جمع مردم بود و از سر ريا و خودنمايي . ولي يك شب مقداري نان خريدم و براي همسايه كه ميدانستم گرسنه است ، به صورت پنهاني بر خانه اش بردم و نان را پشت در نهادم و برگشتم. پير مرد گفت: بعد از آنكه شخص ميميرد . مدت زماني را كه به آموختن علم ، آموختن هنر ، و مدت زماني را كه براي بهبود زندگي مردم در تلاش بوده است را محاسبه ميكنيم و روي سنگ قبر او مينويسيم فلاني ده ساعت زندگي كرد و مرد . فلاني يك ساعت زندگي كرد ومرد . فلاني يك هفته زندگي كرد و مرد. پير مرد در انتها گفت : زندگي ما زماني نام حقيقي بر خود ميگيرد كه بر سه بستر ، علم/ هنر / مردم ، صرف شده باشد و باقي همه خسران وضرر است . و يك سوال از خودمون ، تا حالا چند ساعت زندگي كرده ايم ؟ ( يا حق )
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 17:9  توسط سید ( عماد )
|
يا مقّلب القلوب والابصار يا مدّبر اليل و النّهار
يا محوّل الحول والاحوال حوّل حالنا الي احسن الحال
این سال هم با تمام خوبيها و بديها داره ميره حالا ما ميمونيم و يه دل ، يه دل پر، يه دل گرفته، يه دل پر از حرفهاي گفته و نگفته ، يه دل ............. ، دم عيد كه ميشه همه تو جنب و جوش خونه تكوني ، و خريد عيد هستن . خداكنه ما تو خونه تكوني دلمون موفق باشيم ، اون چيزايي رو كه برا رسيدن به خدا لازم داريم نگه داريم و بقيه رو بريزيم دور. و برا قلبمون بهترين چيزها رو بخريم . اي خداي مهربون قلبهاي ما رو به سمت خودت برگردون و ديده هامونو به نور حقايقت روشن كن . خدايا اولين و آخرين خواسته من و دوستام فرج امام زمان(عج) ست ، چون با اومدش همه مشكلات حل ميشه . اون روزه كه دنيا رنگ آرامش به خودش ميگيره ، ( به به چه آرامشي ). يادمون باشه لحظه تحويل سال برا فرجش دعا كنيم و همديگه رو از ياد نبريم برا همديگه دعا كنيم. آغاز امامت امام زمان (عج) بر همه شیعیان خصوصا" شما دوستان عزیز مبارک باد. سال نو مبارك . در پناه حق موفق و سبز باشيد . ( يا حق )
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 10:0  توسط سید ( عماد )
|
يارب فرياد ميزنم تورا فريادي از عمق وجود باشد كه فريادم رسد به آسمانها ميدانم كه فرياد مرا بين اينهمه فرياد ميشنوي خودت گفتي : بخوانيد مرا تا استجابت كنم شما را . ( يا حق )
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 18:10  توسط سید ( عماد )
|
(من كنت مولا فهذا علي مولا) چه زود يادشان رفت. يا محمد(ص) بعد از تو چادر زهرا(س) خاكي شد پهلويش شكست صورتش كبود شد و مسمار در سينه اش را شكافت. بعد از تو فرق علي (ع) شكافت . بعد تو جگر حسن (ع) تكه تكه شد و تابوتش تيرباران . بعد از تو سر حسين(ع) بالاي نيزه رفت . بعد از تو ...................... بعد از تو......................... بعد از تو رضا (ع) هم جگرش زهر آگين شد. بعد از تو ................. بعد از تو حرمت اهل بيت .................... سال روز رحلت ختم المرسلين حضرت محمد مصطفي (ص) و شهادت كريم اهل بيت امام حسن مجتبي (ع) و علي بن موسي الرضا (ع) برهمه شما دوستان تسليت باد. ( يا حق )
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 20:30  توسط سید ( عماد )
|
السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين (ع) چهل روز گذشت ، چهل روز به بلنداي فرياد عاشورا ، چهل روز به وسعت تنهايي اهل بيت (ع) ، چهل روز به درياي بي كران غم زينب (س) چهل روز به قطره قطره هاي فرات ، فراتي كه قطره اي از آن به علي اصغر(ع) نرسيد ، چهل روز به سنگيني زنجيري كه بردست و پا بود ، چهل روز به تاريكي ، كبودي هاي صورت رقيه (س) ، ..................... . و گذر از كوچه هاي شام ، بدون سايه عباس (ع) ، ( يا حق )
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 17:32  توسط سید ( عماد )
|
اي نهايت بي نهايت ، اي اميد اميدواران ، اي ابتدا و انتها ، اي عشق ، اي زيبايي ، اي وجود ، اي ............، اي ..................... ، بخوان ما را . ( يا حق )
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 19:45  توسط سید ( عماد )
|
به اميد آمدنت روز را به شب و شب را به روز ميرسانم. به اميد ديدنت دلم زنده است . به اميد اينكه عدالتت در كّل عالم گسترده شود. به اميد ........................... به اميد .......................... به اميد ......................... پس كي ميايي ؟ يه حسي به من ميگه ، ديگه چيزي نمونده . به اميد اون روز. ( يا حق )
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 12:17  توسط سید ( عماد )
|
الهي تو مي داني ،پس چرا ؟!..............
الهي تو مي داني ، براي يكسري از آدمها شده اي پلّه تا به مقاصد شومشان برسند. الهي تو مي داني ، خيلي ها از ياد برده اند كه بنده تو هستند، آنها بنده بندگان تو شده اند. همينهايي كه وقتي صحبت از خدا و دين ميشود، سينه چاك ميكنند و در پس پرده .................... . الهي آيا اينان به قيامت تو اعتقاد دارند ؟ اگر دارند و ميدانند ، چه سيه روز مردماني هستند. من مانده ام مبهوت !!!! .................................
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 20:37  توسط سید ( عماد )
|
هل من ناصر ينصرني امام حسين (ع) چه معني داره ؟
شما دوستان عزيز من رودر ارايه مفهوم اين فرمودهكمك كنيد . انشاالله همگي زاير حرم شش گوشه سيدالشهدا (ع) بشيم. ( يا حق )
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 16:6  توسط سید ( عماد )
|
براي زنده نگه داشتن خون سيد الشهدا(ع):
۱- تا حالا چه كاري انجام داده ايد ؟ ۲- ازاين به بعد چه كاري مي خواهيد انجام بديد ؟ لطفا" جوابتون صريح و كامل باشه. ( يا حق )
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 15:17  توسط سید ( عماد )
|
محّرم : عشق ، زيبايي ، ايثار، تشنگي ، سقّاي تشنه لب ، سرباز شش ماهه ،زهراي سه ساله ،شبه پيغمبر،گلهاي پرپر، يك باغ لاله ،شهادت ،خيمه سوخته ،اسارت ، عقيلة العرب ،عشق. محّرم ابتدا و انتها : عشق. بوي محّرم همه جا پيچيده ............... تو شهر غوغايي به پا شده .............. همه چي رنگ محّرم به خودش گرفته ............ رنگي بي همتا و دلنشين ............... كجاي دنيا رو سراغ داري كه اينطوري باشه ؟ كدوم مناسبت رو ياد داري كه اينقدر با شور برگذاربشه ؟ ( يا قديم الحسان به حق الحسين (ع) ) ( يا حق )
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 19:34  توسط سید ( عماد )
|
به اين فكر ميكنم كه امروز روز قيامته وحسابرسي شروع شده . سوالات شروع ميشه. س : چي آوردي ؟ من دلخوش از اينكه با يه كوله پر اومدم ، تو كوله رو نگاه ميكنم، اما چيز با ارزشي پيدا نميكنم كه بخوام عرضه كنم. نماز...... خيلي از نمازهام قضا شده ، خيلي از نمازها رو يادم رفته بخونم. مهمتر از همه اينكه نماز رو براي نزديك شدن به خدا نميخوندم يراي خواسته هاي دلم ميخوندم. يادم مياد خيلي وقتها احترام پدر ومادرم رو نگه نداشتم و اونا رو از خودم رنجوندم. من همه چيز رو براي خودم ميخواستم ، به فكر كمك به ديگران نبودم. ج : جوابي ندارم. خدايا من تو همين سوال اول موندم . كمكم كن كه بتونم كوله مو پر كنم ويه توشه راه مناسب براي خودم بردارم. ( يا غافرالذنب ) ( يا حق )
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 12:26  توسط سید ( عماد )
|
روزي يكي از بنده هاي خدا رفت نزد، يكي از امامان معصوم (ع) وگفت : اي حجت خدا بر روي زمين ، من مرتكب گناهي شده ام و تاوان اين گناه مرگ است . و من براي مرگ آماده ام. امام (ع ) فرمود: گناه تو بزرگتر است يا كوهها ؟ گفت : گناه من . امام (ع)پرسيدند: گناه تو بزرگتر است يا درياها ؟ گفت : گناه من . امام (ع) پرسيدند: گناه تو بزرگتر است يا آسمانها ؟ گفت : گناه من . اين بار امام (ع) پرسيدند: گناه تو بزرگتر است يا بخشش خداوند متعال ؟ بنده سر به زير انداخت و گفت : بخشش خداوند متعال. امام (ع) فرمود : از بخشش خداوند كريم نا اميد نباش. به درگاهش توبه كن تا پذيراي توبه ات باشد. ( يا حق )
+ نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 21:31  توسط سید ( عماد )
|
من كنت مولا فهذا علي مولا
رسول خدا ولي را برگزيد . ابر مردي كه هم جسمش آسماني بود هم روحش. مردي كه علم عالم امكان در مشت او بود . او باب الله بود ، دري رو به سوي خدا. وصّي الله ، وصّي خدا روي زمين . افسوس كه قدرش ندانستند. يا علي خرسندم ازاين عشق ، عشق الهي ، عشق به تو و اهل بيتت .
يا مولا علي (ع) مددي. ( يا حق - يا علي مدد)
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 13:50  توسط سید ( عماد )
|
خصوصا" سادات عزيز تبريك ميگم . در پناه حق موفق باشيد. ( يا حق – يا علي مدد )
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 13:44  توسط سید ( عماد )
|
ابراهيم (ع) سربلند شد . از امتحان پروردگار روسفيد بيرون اومد. براي اثبات بنده گيش حاضر شد از جون تنها فرزندش، كه سالها منتظر اون بود بگذره. وخدا هم ، يه پاداش بزرگ بهش داد. ابراهيم : بنده گيت قبول شد . با خودم ميگم : من چطور بايد بنده گيمو ثابت كنم ؟ ..................؟ ..................؟ ..................؟ هرچي فكر ميكنم ، ميبينم تنها چيزي كه من ميتونم به قربانگاه ببرم ، نفس خودمه . اگه بتونم به خواسته هاي نفسانيم يه نه بزرگ بگم .
اون موقع قربوني منم قبول ميشه . و بنده گيه من اثبات ميشه . خداي زمين وآسمون كمكم كن تا لياقت بنده گيت نصيبم بشه. ( يا حق )
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 11:45  توسط سید ( عماد )
|
دنبال دل افتاده ام ............... اين دل وامونده هر جا كه ميخواد منو مي بره . خوش به حال اونايي كه صاحبدلن. خودشون براي دلشون تعيين تكليف ميكنن ، كه كجا برن و كجا نرن ، ولي من اختيارمو دادم دست دل ، اونم هر بلايي كه ميخواد سر من مياره. خيلي دوست دارم كه افسار دلمو دستم بگيرم و نگذارم هرجا كه خواست بره . بايد به دلم آدرس اون جاهايي كه به عشق الهي ختم ميشه رو بدم تا اينقدر هرز نچرخه. فقط بايد دنبال يه دل بيافتم كه انتهاش برسه به خدا. ( يا حق )
+ نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 9:55  توسط سید ( عماد )
|
چو محرم شدي غافل مشو كه محرم به يك نقطه مجرم ميشود ميگن دل حرم خداست ، پس در حرم خدا گناه نكنيد . به خاطر اينكه خدا خيلي بزرگه و درياي رحمت و مغفرتش بيكرانه ، همه ما رو تو حرمش راه ميده . ولي موندن توحرمش بستگي به ما داره ، كه لياقتشو داشته باشيم و بتونيم حرمت حرمشو نگه داريم . خيلي از ما آدمها وقتي وارد حرم خدا شديم ، بعد از يه مدتي يادمون ميره كه تو حرم خدا هستيم و شروع ميكنيم به حرمت شكني . بعد از اينكه حرمت رو از ياد برديم و عهد مونو شكستيم ، و تو زندگيمون به مشكل بر خورديم ، تازه يادمون مي افته كه : اي دل غافل .............. ما كجاي كاريم . خدا كنه كه هميشه به ياد خدا باشيم و حرمت حرمشو داشته باشيم . و وقتي كه محرم شديم با انجام معصيت مجرم نشيم . ( يا حق )
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 20:53  توسط سید ( عماد )
|
الهي ........ يادي و يادگاري ، و در يافتن ، خود ، ياري معني دعوي صادقاني . فروزنده نفسهاي دوستاني . آرام دل غريباني . چون در ميان جان حاضري ، از بيدلي ميگويم كه كجايي ؟ جان را زندگي ميبايد ، تو ، آني . بخود از خود ترجماني . به حق تو بر تو ، كه : مارا در سايه غرور ننشاني ، به عّز وصال خود رساني .
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 19:45  توسط سید ( عماد )
|
خسته شدم ........ خسته از خودم ، خسته از زمونه ، خسته از مردم ، خسته از روزمره گي، خسته از يكنواخت بودن زندگيم . هرچقدر تلاش ميكنم كه بتونم خودمو از اين روزمره گي و يكنواختي دور كنم نميشه ، بهتر بگم فعلا" من نميتونم. هر چي دست و پا ميزنم دوباره برميگردم سر جاي اوّلم . ديگه واقعا" بريدم . امّا نا اميد نيستم ، ولي خيلي خسته ام . خدا جون ، يه كاري كن كه من ، بنده نا چيزت بتونم خودمو از اين روزمره گي و يكنواخت بودن خلاص كنم . كمكم كن كه بيشتر به ياد تو باشم و بيشتر به تو نزديكتر بشم . ( خدايا كمكم كن )
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 19:47  توسط سید ( عماد )
|
امشب هوا باراني است، چه باراني هم مي بارد. دلم شور ميزند، نمي دانم چرا ....؟ آسمان مي بارد ، آسمان ميگريد و سفره دل خود را براي ما آدمهاي بي تفاوت باز كرده . نمي دانم در آسمان چه خبرشده كه اين طور مي گريد ؟ نمي دانم اشك شوق است يا غربت و فراق ؟ خوشا به حال ابرها آن بالا فارغ از هرچيز مي آيند و مي روند. گاهي مي خندند و گاهي مي گريند. دلم مي خواست آن بالا بالاها روي ابرها بودم، آن بالا آسمان آبي است . آسمان رنگ و بويي ديگر دارد . آنجا كه هيچكس براي ماديات دروغ نمي گويد ، گناه نمي كند . آنجا كه هميشه مردمانش صادقند ، گناه نمي كنند. آنجا كه آدمي براي خود است و گناه نمي كند.آنجا كه ساكنانش ازجنس آسمانند وگناه نمي كنند. همه چيز براي من وتو مي شكفد . و بهشت براي ما آفريده شده است ، پس بيائيد و بيائيم گناه نكنيم .
+ نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 22:28  توسط سید ( عماد )
|
|
28 Mar 2011 12:46 AM PDT
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||